يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

191

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )

آمدم . خيلى جاى با صفائى بود . لب آب روى سنگهاى رنگ به رنگ نشسته ياد از همه ياران و عزيزان كرديم . خداوند همه را به سلامت دارد . سه ساعت به غروب مانده سوار شده ، باز دسته زوّارى ديديم اهل خراسان بودند . كجاوه‌هايشان روى شتر بود . هفت زوج كجاوه بود . سه زوج پالكى . يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد منزل شديم . در سر در كاروانسرا منزل داريم . جاى خلوت و خوبى است . امّا هيمه دو من يكهزار [ ست ] ، گرفتن خيلى اشكال دارد . الحمد لله از دولت حضرت اجل عالى ارواحنا فداه هرچه قسمت باشد به ما بد نخواهد گذشت . دو ساعت از شب رفته هوا به هم خورد . باد و كم كم باران مىآمد . شام خورده در ساعت چهار خوابيدم . باد و باران خيلى شدت كرد . صبح برخاستم كه بسيار باريده است . كوهها همه پر از برف است . نم نم باران هم هست به جهت رفتن حاضر شديم . دوشنبه 24 رمضان امروز دوشنبه بيست و چهارم بايد برويم ايوانه كيف . سه ساعت از دسته رفته سوار شديم . باران همانطور مىباريد . خيلى كه آمديم به كوه و دامنه رسيديم . آخر راه كالسكه افتاد ميان « كال » . بعضى جاها بقدرى تنگ و گود مىشد كه آسمان ديده نمىشد . طرف دست راست كوه سياه و بلندى بود ، مثل قلعهء « ديف كنت » « 1 » چشم آدم كه مىافتاد وحشت مىكرد . خيلى طول كشيد تا از آنجا بيرون شديم . يك فرسخ به قلعه مانده بود كه برف و باد گرفت . سواره‌ها را از دست و پا بيرون كرد . سه ساعت و نيم به غروب مانده به تاخت خود را به منزل رسانيديم . كجاوه‌ها يك ساعت بعد از ما رسيدند . در خانهء يك نفر حاجى منزل داريم . حياط و اوطاق خيلى خوب است ، اما بخارى ندارد . منقل است و زغال . صاحب خانه پر طمع هنوز تعارفى نكرده ، چادر برنداشته خودمان را گرم نكرده‌ايم . اول صحبتش اين شد كه پارسال خواجه‌باشى شاه آمد در اطاق منزل

--> ( 1 ) منظور زندان ايف واقع در نزديكى بندر مارسى در درياى مديترانه مىباشد كه در داستان كنت مونت كريستو مذكور است . در آنزمان داستان كنت مونت كريستو بوسيلهء شاهزاده محمد طاهر ميرزا اسكندرى به فارسى ترجمه و جزو اولين داستانها بود كه در ايران چاپ شده و خانم خاور بىبى رمان مذكور را خوانده و كوه سر درهء خوار را به آن زندان مخوف تشبيه نموده است . ( ه . ش )